تبلیغات
امام موسی كاظم علیه السلام - عبد صالح
 
امام موسی كاظم علیه السلام
درباره وبلاگ


امام كاظم‏ علیه السلام: إیّاكَ أن تَمنَعَ فی طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَیهِ فی مَعصِیَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج كنى.

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟







سه شنبه 11 آذر 1393
عبد صالح
منبع:روزنامه رسالت
ابوالحسن موسى بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثنى عشر (ع) و نهمین معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء (محلى میان مکه و مدینه) به روز یکشنبه هفتم صفر سال 128 یا 129 ق واقع شد.

چگونگى به امامت رسیدن آن حضرت:

در زمان حیات امام صادق (ع) کسانى از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ایشان اسماعیل امام خواهد شد. اما اسماعیل در زمان حیات پدر از دنیا رفت ولى کسانى مرگ او را باور نکردند و او را همچنان امام دانستند. پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اى چون از حیات اسماعیل مایوس شدند پسر او محمد بن اسماعیل را امام دانستند و اسماعیلیه امروز بر این عقیده هستند و پس از او پسر او را امام مى دانند و همین طور به ترتیب و به تفصیلى که در کتب اسماعیلیه مذکور است. پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترین فرزند ایشان عبدالله نام داشت که بعضى او را عبدالله افطحمى دانند این عبدالله مقام و منزلت پسران دیگر حضرت صادق(ع) را نداشت و به قول شیخ مفید در”ارشاد” متهم بود که در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترین برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاى امامت کرد و برخى نیز از او پیروى کردند اما چون ضعف دعوى و دانش او را دیدند روى از او برتافتند و فقط عده قلیلى از او پیروى کردند که به فطحیه موسوم هستند.
- برادر دیگر امام موسى کاظم (ع) اسحاق که برادر تنى آن حضرت بود به اجتهاد معروف بود، برادرش موسى کاظم (ع) را قبول داشت و حتى از پدرش روایت مى کرد که او تصریح بر امامت آن حضرت کرده است.
- برادر دیگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردى شجاع بود و از زیدیه جارودیه بود و در زمان مامون در خراسان وفات یافت اما جلالت قدر و علو شان و مکارم اخلاق و دانش وسیع امام موسى کاظم (ع) به قدرى بارز و روشن بود که اکثریت شیعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرویدند و علاوه بر این بسیارى از شیوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) نقل امامت حضرت امام موسى الکاظم (ع) را از امام صادق (ع) روایت کردند و بدین ترتیب امامت ایشان در نظر اکثریت شیعه مسجل گردید.

شخصیت اخلاقی:

او در علم و تواضع و مکارم اخلاق و کثرت صدقات و سخاوت و بخشندگى ضرب المثل بود. بدان و بداندیشان را با عفو و احسان بیکران خویش تربیت مى فرمود.شبها بطور ناشناس در کوچه هاى مدینه مى گشت و به مستمندان کمک مى کرد. مبلغ دویست، سیصد و چهارصد دینار در کیسه ها مى گذاشت و در مدینه میان نیازمندان قسمت مى کرد. صرار (کیسه ها) موسى بن جعفر در مدینه معروف بود. و اگر به کسى صره اى مى رسید بى نیاز مى گشت.

برخورد حاکمان سیاسى معاصر با امام:

مهدى خلیفه عباسى امام را در بغداد بازداشت کرد اما بر اثر خوابى که دید و نیز تحت تاثیر شخصیت امام از او عذرخواهى کرد و به مدینه اش بازگرداند. گویند که مهدى از امام تعهد گرفت که بر او و فرزندانش قیام نکند. این روایت نشان مى دهد که امام کاظم (ع) قیام را در آن زمان صلاح و شایسته نمى دانسته است و با آنکه از جهت کثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است به قدرى در انظار مردم مقامى والا و ارجمند داشته است که او را شایسته مقام خلافت و امامت ظاهرى نیز مى دانستند و همین امر موجب تشویش و اضطراب دستگاه خلافت گردیده و مهدى به حبس او فرمان داده است.
- زمخشرى در (ربیع الابرار) آورده است که هارون فرزند مهدى در یکى از ملاقاتها به امام پیشنهاد نمود فدک را تحویل بگیرد و حضرت نپذیرفت. وقتى اصرار زیاد کرد فرمود مى پذیرم به شرط آنکه تمام آن ملک را با حدودى که تعیین مى کنم به من واگذاری، هارون گفت حدود آن چیست؟ امام فرمود یک حد آن به عدن است حد دیگرش به سمرقند و حد سومش به افریقیه (آفریقا) و حد چهارمش کناره دریاى خزر است.
هارون از شنیدن این سخن سخت برآشفت و گفت: پس براى ما چه چیز باقى مى ماند؟ امام فرمود: مى دانستم اگر حدود فدک را تعیین کنم آن را به مابرنمى گردانى (یعنى خلافت و اداره سراسر کشور اسلام حق من است) از آن روز هارون کمر به قتل موسى بن جعفر (ع) بست.
در سفر هارون به مدینه هنگام زیارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قریش و روساى قبایل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا بن عم و این را از روى فخر فروشى به دیگران گفت.
امام کاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا ابت (یعنى سلام بر تو اى پدر من) مى گویند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گردید.

زندانى نمودن امام و چگونگى شهادت:

درباره حبس امام موسى (ع) به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت مى کند که علت گرفتارى و زندانى شدن امام، یحیى بن خالد بن بر مک بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یکى از مقربان خود به امام جعفربن محمد یعنى ابن اشعث که مدتى هم والى خراسان بوده است سپرده بود و یحیى بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیى و برمکیان از مقام خود بیفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسى (ع) و یحیى این معنى را به هارون اعلام مى داشت. سرانجام یحیى پسر برادر امام را به نام على بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویى کند. گویند امام هنگام حرکت على بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار مى خواهد برود از او سعایت نکند. على قبول نکرد و نزد یحیى رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامى مال به او مى دهند تا آنجا که ملکى را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعى از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در مقابل قبر حضرت رسول (ص) گفت: یا رسول الله از تو پوزش مى خواهم که مى خواهم موسى بن جعفر را به زندان افکنم زیرا او مى خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والى آن عیسى بن جعفربن منصور بردند.
عیسى پس از مدتى نامه اى به هارون نوشت وگفت که موسى بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز کارى ندارد یا کسى بفرست که او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم کرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتى از او خواست که امام را آزارى برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیى بن خالد برمکى سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیى امام را به سندى بن شاهک سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم کرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندى جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد که ببینید در بدن او اثر زخم یا خفگى نیست. بعد او را در موضعى به نام مقابر قریش دفن کردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگى گفته اند.

فرزندان امام:

بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسى کاظم (ع) سى و هفت فرزند پسر و دختر داشت که هجده تن از آنها پسر بودند و على بن موسى الرضا (ع) امام هشتم، افضل ایشان بود. از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسى و محمد بن موسى و ابراهیم بن موسى بودند. یکى از دختران آن حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها است که قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را کمتر و بیشتر نیز گفته اند.

تاثیر علمى آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روایات و احادیث و احکام و احیاى سنن پدر گرامى و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را که با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحکام یافته بود حفظ و تقویت کرد و على رغم موانع بسیار در راه انجام وظایف الهى تا آنجا پایدارى کرد که جان خود را فدا ساخت.


نوع مطلب : مقالات، امام موسی کاظم علیه السلام، آموزه های اخلاقی و رفتاری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:40 ق.ظ
I absolutely love your blog and find almost all of your
post's to be what precisely I'm looking for. Does one offer guest writers to write content available
for you? I wouldn't mind writing a post or elaborating on many of
the subjects you write about here. Again, awesome web site!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:23 ب.ظ
An outstanding share! I have just forwarded this onto a friend
who was doing a little homework on this. And he actually ordered me breakfast because I stumbled upon it
for him... lol. So allow me to reword this.... Thank YOU for the meal!!

But yeah, thanx for spending time to discuss this matter here on your site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی

سوره قرآن