تبلیغات
امام موسی كاظم علیه السلام - اخلاق و رفتار امام موسى بن جعفر (علیه السلام)
 
امام موسی كاظم علیه السلام
درباره وبلاگ


امام كاظم‏ علیه السلام: إیّاكَ أن تَمنَعَ فی طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَیهِ فی مَعصِیَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصیت خدا خرج كنى.

مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟








اخلاق و رفتار امام موسى بن جعفر (علیه السلام)
نویسنده: عقیقى بخشایشى
منبع:كتاب «زندگانى امام موسى بن جعفر (ع)»
عبادت و نیایش هر فرد در حدود معرفت و شناسائى پروردگار عالم، اندازه‏گیرى میگردد.محال است فردى بدون معرفت كافى و لازم نسبت به پروردگار خود، عبادت و ستایش شایسته‏اى انجام دهد از اینرو آنانكه شناسائى كامل از مبداء غیبى دارند و مراحل ایمان و عقیده را طى كرده‏اند، عبادت و ستایش یكى از لذات بخش‏ترین مراحل زندگى آنان را تشكیل میدهد و لذتى را بالاتر از آن حالت نمیدانند و نمیتوانند احساس كنند. امام هفتم (ع) در دودمان مقدس و تقوى و در بیت رفیع زهد و عبادت پرورش یافته بود كه ایمان به خدا و عشق و علاقه به فضائل معنوى و خصائص انسانى از تمام در و دیوار و جوانب زندگى آن میبارید و همگان شیفته و دلباخته عبادت و ستایش پروردگار خود بودند.

در كودكى

امام هنوز كودك خردسالى است و در عادات و اطوار كودكى بسر میبرد كه صفوان جمال یكى از دوستداران امام صادق (ع) وارد محضر امام میگردد و از پیشواى آینده سئوال میكند.امام میفرماید:
صاحب این منصب كسى خواهد بود كه لهو و لعب در زندگى او راه‏ندارد. در این هنگام كودك خردسالى كه در دست خود بره گوسفندى را گرفته و با خود همراه دارد و با همان اطوار كودكانه با عشق و علاقه‏اى كه خود به عبادت و سجده دارد به آن حیوان بى‏زبان اصرار میورزد و سر او را بپائین میآورد كه بر آفریدگار خود سجده كند!
پدر مهربان دست او را فرا میگیرد و به آغوش خود میكشد و او را به سینه خود میچسباند و میفرماید:
عزیز دل من تو آن فردى هستى كه لهو و لعب در برنامه زندگى تو راه ندارد. (1)
زیباترین ساعات زندگى امام (ع) بهنگام خلوت كردن با آفریدگارش سپرى میشد و لذت بخش‏ترین اوقات عمر او را نماز و انجام فرائض الهى تشكیل میداد.او بهنگام عبادت با تمام وجود و با تمام احساسات و مشاعر و عواطف خود، متوجه كمال مطلق و معبود بى‏همتا میگشت و قطره‏ى وجود خود را به اقیانوس بیكران هستى بخش جهان میپیوست، قطرات اشك شوق بى‏اختیار از چشمان نازنین او بر صورتش مى‏نشست و آرام آرام بر زمین میغلتید و میافتاد و اضطراب و لرزه اندام او را فرا میگرفت و ناله‏هاى جان سوز سر میداد و گریه‏هاى طولانى.
امام (ع) پس از انجام فرائض و واجبات به نوافل و مستحبات میپرداخت، نافله شب را تا وقت فریضه صبح ادامه میداد، سپس تا طلوع آفتاب به تعقیبات و دعاها میپرداخت، تا هنگام زوال و وقت ظهر در این حالت روحانى باقى میماند.
محدثین نقل نموده‏اند كه بارها در شب‏ها در مدینه داخل مسجد نبوى (ص) میشد و پس از انجام فرائض سر بر سجده میگذاشت و با صداى‏حزین و اندوه فراوان توام با اشگ چشم، اخلاص و شوق این كلمات از او شنیده میشد:
عظم الذنب من عندى، فلیحسن العفو من عندك یا اهل التقوى و یا اهل المغفره» او این كلمات را با خضوع و خشوع كامل توم با ناله و سوزش مخصوص تا پاسى از شب بر زبان جارى میساخت و در وادى شوق وصال محبوب خود گام میزد. (2)

سپاس براى فراغت

امام موسى بن جعفر (ع) هنگامیكه بدستور ستمگر عصر و طاغوت زمان خود، هارون الرشید به جرم حق گوئى و دفاع از حقیقت، دستگیر و روانه زندان شد، بخاطر فراغت و دست یابى به فرصت بیشتر براى عبادت پروردگار سجده شكر طولانى بجا آورد و در حال سجده این چنین عرضه داشت :
بار الها! من بارها از درگاه تو مسئلت میداشتم كه براى عبادت، فراغتى بمن عنایت فرمائى تا به اطاعت و فرمان بردارى تو قیام ورزم از اینكه اكنون درخواست مرا اجابت فرموده‏اى در برابر چنین توفیقى سپاسگزارم. (3)
در بیشترین اوقات دعاى آنحضرت با این كلمات آغاز میگردد.
الهم انى اسئلك الراحة عند الموت و المغفرة بعد الموت و العفو عند الحساب. (4)
بار خدایا! من بهنگام مرگ آسایش و راحتى و پس از مرگ غفران و آموزش و بهنگام بررسى حساب عفو و گذشت از درگاه تو مسئلت میدارم.

سفرهاى حج آن بزرگوار

مسافرتهاى حج آن بزرگوار كه معمولا 24 تا 25 روز طول میكشید با آنكه وسایل سوار شدن از هر نظر فراهم و آماده بود مركبها و اسبهاى راهوار پیش روى آن حضرت كشانده میشد بصورت پیاده انجام میگرفت و این خود میرساند كه علاقه و اخلاص آن بزرگوار بمظاهر توحید و عبادت تا چه حد بوده است.امام، چهار بار بصورت خانوادگى به بیت الله الحرام تشریف فرما شدند و در آن سفرهاى خانوادگى على بن جعفر برادر ارجمندش نیز حضور داشت و ملتزم ركاب امام و مفتخر به امتثال اوامر او بودم و چندین بار هم تنها بدون عائله و خانواده به سفر رفتند .
روش مسافرتهاى آن حضرت باین ترتیب بود كه معمولا از معاشرت و اختلاف با مردم كه موجب تضییع فرصت گرانبهاى عبادت خالق میگردد احتراز و اجتناب میورزید و فقط و فقط به عبادت و سازندگى نفس، و تصفیه خویشتن، و تفكر در عظمت خالق میپرداخت.در این سیر و سلوك و اندیشه‏ها بود كه از خود بیخود میگشت و راه تقرب و وصال را میجست كه عالیترین و لذت بخش‏ترین حالات یك فرد با ایمان و بنده خداست.داستان ملاقات او با شقیق بلخى كه در بخش آراء و گفته‏هاى دیگران آمده است كه گویاى این حالت سیر و سفر روحانى است.او در پایان ملاقاتش با امام طبق دریافتهاى خود اعتراف نمود: كه موسى بن جعفر یكى از اوتاد و ابدال روزگار میباشد» . (5)
امام در یكى از دعاهاى حج خود میگوید:
«انت شربى اذا ظمئت من الماء و قوتى اذا اردت الطعاما الهى! و سیدى! مالى سواك فلا تعدمنیها» .
خدایا! همه چیز و همه زندگى من تو هستى و جز تو خواسته و پناه دیگرى ندارم.تلاوت و انس با قرآن:
او عاشق قرآن و فانى در اجراى احكام و محتوایات قرآن بود و لحظه‏اى از این امر غفلت نداشت قرآن را با صداى خوش و لحن زیبا و آواز دلربا و آهنگ روحانى و معنوى بصورت شمرده و مقطع تلاوت میفرمود.جذبه صداى او، رهگذران و مستمعین را از راه رفتن باز میداشت و تحت تاثیر خاص خود قرار میداد و گاهى آنان را به گریه و ناله میافكند.در اثر ممارست دائمى با قرآن و عبادتها و مناجاتهائى كه داشت مردم مدینه در میان خود او را به «زین المتهجدین» یعنى زینت شب زنده داران و عبادت كنندگان لقب داده بودند و با آن لقب میان مردم شهرت یافته بود. (6)
عنایت خاص امام به تلاوت و ممارست قرآن و آیات نورانى الهى از یك حقیقت بزرگ پرده بر میدارد و آن این كه قرآن از دیدگاه اهل بیت در مقام عظمت و اهمیت والاترى قرار دارد كه ما هنوز به آن حقیقت نرسیده‏ایم آنان بهتر از همگان میدانند كه قرآن چه تاثیر شگرف و فوق العاده‏اى در زندگى روحى و اجتماعى مردم میتواند داشته باشد و اگر محتویات و احكام آن در میان مردم پیاده و اجرا شود چه زندگى سعادت بخش و راحتى نصیب آنان خواهد شد.
مردان حدیث و روایت با اتفاق آراء اعتراف كرده‏اند كه قهرمان گفتار ما در پرهیزكارى و پرستش حق و عبادت شبانه روزى خداوند عالم، و در عنایت و توجه به قرآن در عصر خود بى‏همتا و بى‏نظیر بود و كمتر شبى در عمر پر بركتش سپرى گردید كه سر بر بالین استراحت و آسایش بنهد و آسوده و غافل در بستر استراحت بیارامد و از عبادت و نیایش پروردگار و از قرائت و تلاوت آیات قرآن كریم غفلت و كوتاهى داشته باشد.

تفقد از مخلوق

در برنامه‏هاى عبادت و بندگى امام (ع) عبادت ویژه‏اى هم گنجانده شده بود كه محض خشنودى خدا، و جلب رضایت و رفاه مخلوق صورت میگرفت كه از نظر اهمیت كمتر از سجده‏هاى طولانى آن بزرگوار نبود و آن تفقد از مستمندان و رسیدگى بوضع درماندگان و در دل آنان در دل شبها بود بى آنكه خود آنان متوجه عامل این تفقدها گردند.
شیخ مفید در این باره مینویسد:
او شبانه از فقراء و مستمندان شهر مدینه تفقد و دلجوئى بعمل میآورد
و در زنبیل مخصوص پول و مواد غذائى بمنازل و كلبه‏هاى آنان حمل میكرد، و به ترتیبى در اختیار آنان قرار میداد كه گاهى خودشان هم نمیدانستند كه این كمك‏ها از سوى كدام شخص است و از كدام ناحیه صورت گرفته است» (7)

تواضع و فروتنى

امام موسى بن جعفر (ع) بر مرد سپاه چهره و بد منظرى گذر كرد و بر وى سلام نمود و كنارش نشست مدتى با او سخن گفت سپس آمادگى خود را در قضاء حوائج او اعلام فرمود بعضى كه ناظر جریان بودند عرض، كردند یابن رسول الله! آیا با چنین شخصى مینشینى و از حوائج او سئوال میكنى؟
حضرت در جواب فرمود:
این مرد سیاه چهره بنده‏اى است از بندگان خدا و برادرى است كه بحكم كتاب خدا، همسایه‏ى است یا ما در بلاد خدا، حضرت آدم بهترین پدران و آئین اسلام‏والاترین ادیان، بین ما و او را بهم ربط داده است (8) .
در راه انجام وظیفه‏ى امر به معروف
روش تبلیغ و راه و رسم امر بمعروف و نهى از منكر امام (ع) شیوه مخصوص داشت كه امكان نداشت نفس گرم و مسیحائى او بر قلب مستعدى دمیده گردد و او از گناه خود بر نگردد.
داستان زیر میتواند نمونه بارزى از این مقوله بشمار آید.
«بشر بن حارث حافى» از اهالى مرو بود و مدتى از عمرش را به گناهكارى و شهوات گذرانده بود.روزى حضرت موسى بن جعفر (ع) از كوچه‏اى كه خانه «بشر» در آن بود عبور میفرمود، موقعى كه به در خانه «بشر» رسید اتفاقا در باز شد و یكى از كنیزكان بشر از خانه ـ بیرون آمد كنیز حضرت را شناخت و آن حضرت هم میدانست كه این خانه‏ى بشر است از كنیز سئوال فرمود : آقاى تو آزاد است یا بنده؟
پاسخ داد: آزاد است.فرمود: چنین مینماید كه گفتى، زیرا اگر بنده بود به شرایط بندگى عمل میكرد و از آقاى خود اطاعت مینمود.
حضرت این سخن را فرمود و راه خود را در پیش گرفت و رفت.كنیز به خانه برگشت و گفته امام را براى بشر بازگو كرد.سخن حضرت در نهاد وجود او طوفانى بر پا كرد و سخت ـ منقلبش نمود .او با عجله‏ى تمام از جا برخاست و با پاى برهنه از خانه بیرون دوید و خود را به امام رساند و با دست مبارك او توبه كرد و گناهان خود را ترك گفت و راه و رسم اطاعت و بندگى را پیش گرفت.چون موقعى كه بحضور امام شرفیاب شد و توبه كرد پا برهنه بود به احترام حفظ آن لحظه‏ى سعادت بخش تا پایان عمر كفش نپوشید و همیشه با پاى برهنه راه میرفت لذا معروف شد به بشرحافى: یعنى پابرهنه (9)
چون امام راه و رسم تبلیغ را میدانست كه با چه زبانى با فرد آلوده سخن گوید بشرى كه چندین سال با گناه و ناپاكى آلوده بود با یك جمله كوتاه او را متنبه ساخت و چنان منقلب نمود كه از گذشته‏ى خود استغفار نمود و باقیمانده‏ى عمر خود را با پاكى و درستكارى سپرى ساخت و یكى از مردان نامى و معروف تاریخ گردید بحدى كه خطیب بغدادى در تاریخ خود از یكى از علماى آن عصر بنام ابراهیم حربى نقل میكند كه او گوید «شهر بغداد عاقل‏تر و متین‏تر از بشر بن حارث را در خود نپرورانده است گوئى كه در هر موى او عقل و تدبیرى نهفته است» (10)

آزاد ساختن غلام

خریدن غلام و آزاد ساختن غلام یكى از برنامه‏هاى عبادتى امام (ع) بوده است به حدى كه در مدت عمر خود بیش از هزار نفر را خریدارى و در راه خدا و جلب رضایت و خشنودى او آزاد ساخته است (11) .
توضیح این مطلب اینست كه در گذشته مسئله برده دارى و برده فروشى (با كمال تاسف) یكى از مسائل مورد قبول اجتماع آنروز بوده است كه در اثر جنگها و تجارتهاى بین المللى به وفور در كشور اسلامى انجام میگرفت.برخى از برده‏ها در اختیار افراد قسى القلب و خشن قرار میگرفتند كه رفتارى خشونت بار با آنان داشتند و چاره‏اى جز ماندن و تحمل مشكلات را نداشتند، بهترین خدمت بهمنوع در شرایط آنروز نجات دادن برده‏ها از چنگال چنین مالكان سنگدل بود كه مردان خدا و پاك دلان آنان را میخریدند و در راه خدا آزاد مى‏ساختند و عمل امام (ع) نیز بر اساس همین هدف بود.

بذل و كرم آن بزرگوار

یكى از مشخص‏ترین صفات بارز پیشواى هفتم ما سخاوت و بذل وجود و كرم اوست كه در راه خدا مبذول مى‏داشت.خاندان عصمت و طهارت به مال و ثروت و اندوخته‏هاى مادى از آن دیدگاه عنایت دارند كه وسیله‏اى است كه میتوان با آن رضایت و خشنودى پروردگار را با سد جوع گرسنگان و رفع نیاز مستمندان و ایجاد سرور در قلب یتیمان یا تامین رفاه عمومى مسلمانان و جلب نمود و افرادى را در زندگى به نوائى رساند وگرنه خود امكانات مالى از دیدگاه آنان، اصالت ندارد و معمولا تراكم یا فراوانى آن فرد را از زندگى حقیقى و واقعیت حیات باز میدارد و انسان را بصورت خدمتگزار و ابزار بى اراده خود در مى‏آورد كه بطور یقین هدف چنین نزول شأنى نبوده است بر این اساس است كه سیره نویسان بیطرف اتفاق نظر دارند كه امام موسى بن جعفر (ع) یكى از چهره‏هاى معروف سخاوت و كرم عصر خود بود و امكانات مالى خود را كه محصول دسترنج خود او بود و از راه كشاورزى و زراعت و عائدش میشد در اختیار نیازمندان و بیچارگان واقعى اجتماع قرار میداد.بترتیبى بخششها و كرامتهاى آن بزرگوار در اعماق دلهاى مردم ریشه دوانده بود كه در مدینه بصورت ضرب المثلى شیوع داشت و مردم گاهى در گفتگوهاى خود به همدیگر میگفتند:
«تعجب از كسى است كه كیسه بذل و بخشش موسى بن جعفر به او رسیده باشد ولى باز هم اظهار فقر و تنگدستى بنماید» (12)
او سعى و كوشش داشت كارى را كه براى خدا انجام میدهد بیرون از دائره دید مردم باشد و جز خداوند متعال كسى از آن آگاهى و اطلاع نداشته باشد.
امام شبها را بهترین فرصت براى انجام چنین نیتى میدانست و عطایاو كمكهاى خود را در دل شب بمنازل مستمندان میرساند و بى‏آنكه خود صاحب منازل اطلاع پیدا كنند در منازل آنان قرار میداد هدف امام از این پنهان كارى این بود كه مبادا آبروى ارزشمند مستمندان در برابر متاعهاى كم ارزش و پست مادى باز ستانده شود یا اینكه كسى جز پروردگار عالم از راز چنین عملى آگاه گردد او با عطایا و بخششهاى شبانه‏ى خود خانواده‏هائى را از فقر و فلاكت نجات داد.
مرحوم شیخ مفید در ارشاد مینویسد:
«امام موسى بن جعفر سخى‏ترین فرد عصر خود بود» (13)
مرحوم سید محسن جبل عاملى اعلى الله مقامه در این باره نقل میكند:
«سخاوت و كرم و بذل و بخشش امام (ع) زبانزد خاص و عام بود و از این جهت شهرت به سزا داشت او در دل شب از مستمندان و فقراى مدینه تفقد بعمل مى‏آورد و در زنبیل مخصوص پول و نقدینه و مواد غذائى بمنازل آنان حمل میكرد بى‏آنكه مستمندان توجه و آگاهى پیدا نمایند كه این عطایا از كدام ناحیه است؟»
شخصى بنام محمد بن عبد الله بكرى براى وصول مطابات خود بمدینه آمد ولى از بدهكاران چیزى به دستش نیامد.در بین راه با امام روبرو گشت و جریان را به امام عرض نمود امام به خدمتگزار خود دستور داد به منزل برگردد و كیسه‏اى را كه محتوى سیصد دینار بود بیاورد و به او بدهد تا دست خالى به وطن برنگردد.
او در پایان نقل خود مى‏افزاید: معمولا عطایاى امام بین دویست تا سیصد دینار بود كه آن روز مبلغ قابل توجهى بشمار مى‏آمد از اینرو كیسه‏هاى عطایا و بخشش امام در میان مردم معروف و مشهور بود.
استاد سید باقر قریشى داستان زیر را از تاریخ خطیب بغداد نقل میكند.
امام روزى با اطرافیان و خدمتگزاران خود براى سركشى بمزارع خود بصحرا میرفت، در بین راه در محلى به استراحت پرداختند، سردى هواى مدنیه در حدى بود كه نیاز به آتش احساس میشد، همگى نشسته بودند ناگاه غلام زنگى كه در دست خود دیگ حلوائى داشت بسراغ خدمتگزاران امام آمد و پرسید آقا و سید شما كجاست؟ آنان با اشاره امام را به او نشان دادند.
باز پرسید كنیه‏ى او چیست؟
گفتند: ابو الحسن،
غلام به سوى امام آمد و حلوائى كه در دست داشت جلو امام گذاشت تا میل كند.امام آنرا پذیرفت و به خدمتگزاران خود تحویل داد، او كه سردى هوا را احساس میكرد.بطرف بیابان رفت و قدرى هیزم جمع آورى كرد و به پیشگاه امام آورد.و عرض كرد این هیزم‏ها را تقدیم شما میكنم امام از خدمتگزاران خواست آتش فراهم آوردند تا هیزم را روشن كنند و دستور داد نام آن برده و مشخصات مالك او را ثبت كنند و محفوظ نگهدارند.
امام چند روزى در مزرعه‏ى خود اقامت گزید سپس عازم بیت الله الحرام گردید تا حج عمره بجا آورد.پس از فراغت از اعمال عمره بیكى از دوستان خود بنام «صاعد» دستور داد كه جویاى مالك و صاحب غلام شود و اگر او در مكه است حضور او را به امام اطلاع دهد تا شخصا بسراغ او برود.امام انگیزه صدور این دستور را چنین توجیه فرمود:
«بهتر است من به سوى او روز چرا كه من نیازمند او هستم»
«صاعد» به جستجوى مالك برده پرداخت و اطلاع پیدا كرد كه خوشبختانه او یكى از دوستداران و شیعیان اهل بیت (ع) است.مالك برده پس از آشنائى با صاعد از علت آمدن او جویا شد صاعد ابتدا نمیخواست كه قدوم امام را باطلاع او برساند ولى در اثر كنجكاوى و دقت او در پرس و جوئى از تشریف فرمائى امام هم آگاهى یافت بااشتیاق تمام بدیدار امام شتافت و از ملاقات امام بسیار خوشحال و مسرور گردید.امام در ضمن صحبت خود فرمودند:
آیا علاقمند هستى كه غلامت را بفروشى؟ عرض كرد: غلام و هر چه ملك و دارائى دارم مال شما است و تقدیم محضر مبارك میباشد.
امام فرمود:
من با ملك و دارائى شما كار ندارم و فقط اگر غلام را بفروشى من خریدارم.آن مرد اصرار داشت كه امام غلام را بى‏پول بصورت هدیه بپذیرد ولى امام امتناع میورزید، تا اینكه او را با ملكى كه در آن كار میكرد به هزار دینار خریده، برده را در راه خدا آزاد ساخت و ملك را در اختیار او گذاشت تا وسیله‏ى معیشت وى باشد.
امام با این عمل خود خواست كه در برابر احسان و خدمت آن برده، احسان و نیكى متقابل داشته باشد.به بركت این عطاى خاص امام خداوند متعال وسعتى در كار آن برده فراهم آورد كه فرزندان او گردانندگان چرخ اقتصادى بازار مكه گردیدند.
این صباغ مالكى در مورد كرم و سخاوت آن بزرگوار مینویسد:
«و كان موسى الكاظم اعبد اهل زمانه و اعلمهم و اسخاهم كفا و اكرمهم نفاس و كان ینفقد فقراء المدینه و یحمل الیهم الدراهم و الدنانیر و النفقات الى بیوتهم و لا یعلمون من اى جهة وصلهم ذالك و لم یعلموا بذالك الا بعد موته.» (14)
«موسى بن جعفر عابدترین و داناترین و سخى‏ترین و پاك نفس‏ترین مردم عصر خود بود او پول و مواد غذائى و دیگر نیازمندیهاى ضرورى را به خانه‏هاى مستمندان مدینه میبرد بى‏آنكه آنان دریابند این احسانها و كمكها از كدام ناحیه است و تا روزیكه آن بزرگوار رحلت كرد كسى از این راز آگاهى نداشت ـ با شهادت امام بر همگان معلوم گردید»
او بخشش و كرم را از نیاى بزرگش امیر المؤمنین، على علیه السلام‏آموخته بود.شب هنگام در دل ظلمات مدهش مدینه در خانه یتیمان و بیوه زنان را میكوفت بى آنكه خود را بشناساند شام شب و روزى روزشان را میرساند و بى‏سر و صدا به خانه خود باز میگشت.

احسان به دشمن

احسان و نیكى كردن به دوستان كار سهل و آسان و ساده‏اى است چون در آنان امید عوض یا حداقل حس اشباع حب ذات و خود دوستى نهفته است و حتى اگر امید پاداشى هم نباشد، یارى شونده دوست و همكار او محسوب میگردد و احتمال دارد كه روزى بكار آید ولى كمال كرم و سخا در آنست كه انسان دوست و دشمن را بهنگام نیازمندى یكسان نگریسته و فقط خدا را مقصد و مقصود خود قرار دهد و جز پروردگار هدف دیگرى نداشته باشد این برنامه در زندگى امام (ع) بارها اتفاق افتاده است كه تنها به نقل داستان زیر اكتفا میكنیم:

نیكى و احسان به دشمن

در شهر مدینه مردى گمنام و فرو مایه بسر میبرد كه با امام (ع) عداوت شدید و كینه قلبى دیرینه داشت.حكومت وقت و ایادى او نیز وى را تحریك و از عملیات او پشتیبانى مینمودند و او را وا میداشتند كه هر كینه‏اى كه در دل دارد در حق خاندان پیامبر و نوادگان على (ع) روا و اظهار دارد این مرد اصرار میورزید كه كینه‏ى دیرینه و زهرآگین خود را منحصرا بر دامان موسى بن جعفر (ع) سرشناس‏ترین فرد خاندان علوى بریزد.
كار تعدى و بیدادگرى این فرومایه به جائى رسید كه چند تن از یاران پیشواى هفتم اجازت طلبیدند كه با ریختن خون او دفتر این حكایت ننگین را بشویند.آنان اصرار داشتند امام اجازه دهد تا با یك ضرب شمشیر كار این فاجر خبیث را براى همیشه بسازند و خود را از آزار زبان و طعن او راحت سازند.
ولى امام، هرگاه كه این درخواست را از یاران خود مى‏شنید با لحن‏پرخاش آمیزى آنان را از این اندیشه باز میداشت و میفرمود:
«من خود او را تنبیه خواهم كرد»
امام (ع) روزى بى آنكه كسى را همراه خود بردارد بر قاطرى كه مركب اختصاصى‏اش بود نشست، و به سراغ آن مرد رفت و از وضع او اطلاع گرفت.بعرض رساندند او در حومه مدینه در كشتزار خود مشغول كشاورزى است امام به سوى مزرعه‏ى او رفت و بدون رعایت آئین كشت و كار قاطر سوارى خود را از میان گندمها عبور داد.
آن مرد كه از دور این سوار بزرگوار را شناخته بود فریاد كشید: چه میكنى؟ كجا مى‏آئى؟
امام (ع) بى آنكه باین فریادها پاسخ گوید همچنان پیش میرفت تا به در كومه‏ى او رسید و در آنجا از مركب خود پیاده شد و بر دشمن كینه توز و نادان خود سلام گفت و با خنده و خوشروئى فرمود:
ـ خوب حالا بگو ببینم از این بى‏احتیاطى من مزرعه‏ى شما چقدر خسارت دید كه اینقدر ناراحت شدى؟
مردك كه هنوز اخمهایش باز نشده بود گفت: صد سكه طلا.
ـ بگو ببینم از این مزرعه چقدر امید سود و بهره‏دارى؟
مرد با لحن تند و تلخى گفت: من كه غیب نمیدانم.
ـ امام فرمود: منهم از غیب سئوال نكردم.
مرد فكرى كرد و گفت: دویست سكه طلا.
در این هنگام امام كیسه‏اى از جیب خود بیرون آورد و در دامان آن مرد سرازیر كرد كه محتواى آن سیصد سكه‏ى طلا بود.
امام فرمود:
این بهره‏اى كه امیدوار بودى از مزرعه‏ات بدست آورى مى‏بینى كه مزرعه‏ى تو همچنان بحال خود باقى است و من امیدوارم كه خداوند متعال امید ترا از این مزرعه باز آورد.
آن مرد كه در برابر این كرم و بخشش و در مقابل این ماجرا متحیر وبهت زده مانده بود از جا برخاست و با انكسار و مذلت خود را بپاى آن بزرگوار افكند و دیگر از شرم نتوانست سر بردارد و در چشم امام (ع) بنگرد.
عصر آنروز كه یاران امام (ع) آنمرد را در مسجد پیامبر (ص) در مدینه دیدند وى درباره امام میگفت:
الله اعلم حیث یجعل رسالته:
«خداوند آگاه و دانا است كه پیشوائى را به چه كسى واگذارد» .

آخرین دعا

اینها نمونه‏هائى چند از عطایا و بخششهاى فراوان آن بزرگوار بود كه در كتابهاى مربوط به تفصیل بیان گردیده است و همیشه میفرمود: «یكى از عوامل مغفرت و بخشش الهى، اطعام غذا در راه خدا است» (15)
این قبیل نمونه‏ها و الگوها را جز در مكتب انسانساز اهل بیت در جاى دیگرى نمیتوان سراغ گرفت، مكتبى كه پیشروان آن هستى و امكانات خود را در راه خدا و آسایش بندگان او قرار میدهند و خود را فانى و محو در بقاء و دوام تعالیم آن مینمایند هرگز نظیر این برخورد را در دیگر مكتبهاى مادى و حتى معنوى نمیتوان جستجو كرد بویژه در عصر كنونى كه چرخهاى زندگى مردم بر اساس مادیت متقابل و گام به گام و اقتصاد ربائى و بهره‏اى میچرخد، و اصول انسانى را زیر چرخهاى بیرحم ماده پرستى محو و تباه میسازد و همه را طالب مال و منال و جویاگر كسب قدرت از راه ماده و مادیات مینماید، و كمتر به معنویات و عواطف عالیه و اصول فضایل توجه میشود و اصولا عواطف و احساسات دست نخورده و سالمى باقى نگذاشته‏اند تا سرچشمه و زاینده این ثمرات باشد، و اگر باز نمونه‏هائى پیدا شود، در میان پیروان و دوستداران این مكتب پر فضیلت، است كه مورد گواهى دوست و دشمن و آشنا و بیگانه است .عطوفت به همنوع:
امام (ع) قلبى مهربان و پر عاطفه نسبت بمردم و همنوعان خود داشت و سعى و كوشش تام و تمام در اداء حوائج و نیازهاى توده‏ها و مستمندان و رفع ظلم و نیاز از دیگران داشت هیچ فردى قصد خانه‏ى او را نمیكرد
مگر آنكه با دست پر و با قلب آرام و مسرور از حضور او برمیگشت.
امام به یار وفادار و صحابى بزرگوار خود على بن یقطین، از آن نظر
اجازه‏ى دخول بدستگاه خلافت داد كه بتواند رفع ظلمى از مظلومان و بیچارگان بنماید و از روایاتى كه از آن بزرگوار در این باره صادر شده است، استفاده میگردد كه كفاره خدمت در تشكیلات دولتى خدمت بهمنوع و برادران و ستمدیدگان است و او هم توانست گرفتاران فراوانى را از فشار ظلم و تعدى نجات دهد و استخدام او بر این اساس و روى این هدف مقدس بود.

مردى از دیار رى

یكى از افرادى كه مورد حمایت، و عنایت امام قرار گرفت درمانده‏اى از مردم رى بود كه اموال و بدهى‏هاى فراوانى بیكى از روساى حكومت روى داشت و توانائى پرداخت آنرا نداشت دائم در اندیشه نجات و خلاصى از این گرفتارى بود و چاره‏اى پیدا نمیكرد تا اینكه روزى به فكرش رسید كه به محضر امام برسد و از آن بزرگوار استمداد جوید.او با این امید بمدینه مسافرت كرد و شرفیاب محضر امام گردید و گرفتارى خود را به امام بازگو نمود.امام در حل مشكل او نامه‏اى با این عبارت بحاكم رى فرستاد.
«آگاه باش! در تحت عرش الهى سایه‏اى وجود دارد در آن افرادى آرامش پیدا میكنند كه نسبت به برادران ایمانى خود خیر و نیكى انجام داده باشند یا گرهى از مشكلات آنان را بگشایند یا سرور و شادى به قلب‏او وارد سازند، حامل نامه هم برادر تو است سلام و رحمت الهى بر شما باد!» (16)
نامه را گرفت و پس از انجام فریضه حج، به وطن برگشت وقتى به شهر خود رسید شبانه به سراغ فرماندار ـ رى رفت و در را كوبید.خدمتگزار فرماندار آمد و پرسید:
ـ تو كیستى؟
ـ من پیام آور امام صابر هستم.
خدمتكار پیش فرماندار رفت و جریانرا باطلاع او رساند.فرماندار با خوشحالى پا برهنه به استقبال او شتافت، دست بر گردنش انداخت، بوسه بر سر و چشم او زد و با اشتیاق و علاقه‏ى فراوان از احوال امام (ع) جویا شد.او نامه‏ى امام را به فرماندار تفویض كرد او نامه را روى چشم خود گذاشت، باحترام آن بلند شد، و پس از مطالعه نامه امام دستور داد تمام اموال و لباسها و دارائى او را آوردند و میان خود و او تقسیم نمود و قیمت اموال غیر منقول را نیز پرداخت و به هنگام اجراى این اعمال مرتب میگفت برادرم آیا ترا خوشحال ساختم؟ سپس پرونده حساب او را در آورد و روى حساب او قلم گرفت و ذمه‏ى او را از مطالبات برى ساخت و او را با خوشحالى و شادمانى مرخص كرد.مرد گرفتار بعنوان اداى برخى از حقوق برادرى او عازم بیت الله الحرام گردید تا در موسم حج شركت كند و او را دعا كند و امام را در جریان كار خود قرار دهد.وقتى امام از اوضاع او آگاه شد بسیار خوشحال گردید.آن مرد پرسید آیا این واقعه شما را خوشحال نمود؟
امام فرمود:
«بخدا قسم كه او مرا شادمان ساخت، امیر المؤمنین را شاد ساخت،
1 ـ حیاة الامام موسى بن جعفر ص 150
1 ـ اعلم ان لله تحت عرشه ظلا لا یسكنه الا من اسدى الى اخیه معروفا او نفس عنه كربة، او ادخل على قلبه سرورا و هذا اخوك و السلام.جدم، رسول خدا را شادمان ساخت و خدا را نیز خشنود كرد» (17)
این داستان با همه آموزندگى و ایثار و گذشتى كه در بر دارد گویاى اهتمام بلیغ امام در توجه كامل به شئون مسلمانان است.

دعاى آن بزرگوار

دعاهاى متعددى در كتابهاى مربوط به زندگانى امام از آن بزرگوار نقل گردیده كه هر كدام محتوى مفاهیم عالى و تعالیم ارزنده معنوى است كه در این كتاب بعنوان تبرك دعائى را كه در مورد حرز و نگهدارى از آفات و شرور با خداى خود مناجات مینموده است مى‏آوریم و از خداوند بزرگ مسئلت داریم كه به بركت آن دعا كه بر زبان مبارك امام معصوم ما جارى شده است استقلال و عظمت كشورهاى اسلامى و حریم و منطقه نفوذ قرآن كریم بویژه كشور على بن ابیطالب (ع) و مهد تعالیم اهل بیت «ایران» عزیز را از شر اجانب و بیگانگان و استعمارگران محفوظ دارد و به پیروان على (ع) و اهل بیت او، آن رشد و بصیرت و اتحاد و یگانگى را عنایت فرماید كه این كشور را طبق دلخواه و مورد علاقه‏ى آن بزرگواران اداره كنند و حقیقتا كشور ما را شایسته اهل بیت بنمایند كه آرزوى هر مسلمان وطن دوست و پایبند استقلال و عظمت كشور است.

متن دعا

«توكلت على الحى الذى لا یموت و تحصنت بذى العزة و الجبروت، و استعنت بذى الكبریا و الملكوت مولاى استسلمت الیك فلا تسلمنى، و توكلت علیك فلا تخذلنى، و التجأت الى ظلل البسیط فلا تطرحنى، انت الطلب و الیك المهرب، تعلم اخفى و ما اعلن و تعلم خائنة الاعین و ما تخفى الصدور، فامسك عنى اللهم ایدى الظالمین، من الجن و الأنس اجمعین و اشفنى و عافنى یا ارحم الراحمین.» (18) كار و كوشش امام (ع):
اسلام آئین كار و كوشش و تلاش و فعالیت است.تأكید و سفارش اسلام بر فعالیت و كوشش فوق العاده، و بیرون از حد متعارف است، بحدیكه كار كردن براى تامین پاره‏اى از ضروریات زندگى را بر هر فرد مسلمان، بصورت واجب كفائى تعیین كرده است از اینرو پیشوایان معصوم ما، كه راهنمایان اجتماع و چشم و چراغ امت هستند هر كدام در عهد خود با كارهاى معمولى آن عصر سر و كار داشته‏اند و كشاورزى و زراعت كه حرفه‏ى معمول آن روز بوده است مورد علاقه و عمل آن بزرگواران بوده است.آنان به امور زراعت و كشاورزى میپرداختند و معاش خود را از آن راه تامین میساختند.امام موسى بن جعفر (ع) هم زراعت و كشاورزى داشت و خود شخصا به امور آن مباشرت میورزید.یكى از دوستان و شاگردان امام (ع) بنام حسن فرزند على بن ابى حمزه در این باره میگوید:
موسى بن جعفر (ع) را در مزرعه خود ملاقات كردم و مشاهده نمودم كه در مزرعه مشغول تلاش و فعالیت است به حدى كه از شدت حرارت و گرما، عرق تا قدم‏هاى مبارك او رسیده است.
گفتم: فدایت گردم كارگران و خدمتگزاران شما كجا هستند كه شما خودتان این چنین مشغول كار شده‏اید؟
امام فرمودند:
«بزرگوارتر از من و پدرم با دست خودشان در زراعت كار و تلاش داشتند و كار خود را به دیگران واگذار نمیكردند» .
عرض كردم آنان كیانند؟
فرمود: جدم رسول خدا (ص) و امیر المؤمنین و پدران ارجمندم همگى، خودشان به امور كشاورزى و زراعت مباشرت داشتند و در مزرعه كار میكردند زیرا كشاورزى از كارهاى پیامبران و فرستادگان‏شایسته الهى و مردان راه خدا است. (19)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ تحف العقول ص 302 سیرة الائمة الاثنى عشر ج 2 ـ 310 و عین عبارت فشرده اینست یتوارى خلف الجدار، و یتوقى اعین الجار و شطوط الانهار و مساقط الثمار و افنیه الدور و الطرق النافذه و المساجد و لا یستقبل القبلة و لا یستد برها و یرفع ثوبه و یضع بعد ذالك حیث یشاء
2 ـ المجالس اسنیة سید محسن جبل عاملى ج 2 ص 523 و منابع متعدد دیگر
3 ـ و فیك الاعیان، ج 4 ص 293
4 ـ المناقب ج 2 ص 379
5 ـ المجالس السنیه ج 2 ص 527 ارشاد مفید ص 260
6 ـ ارشاد مفید ص 277
7 ـ تفصیل داستان مزبور در كتابهاى: اخبر الدول ص 112 مختار صفوة الصفوة ص 153 نور الابهار ص 135 و بحار الانوار و احقاق الحق ج 12 و دیگر منابع تاریخى آمده است براى آگاهى بیشتر به این منابع مراجعه گردد.
8 ـ روى عن موسى بن جعفر علیه السلام انه مر برجل من اهل السواد رمیم المنظر فسلم علیه و نزل عنده و حادثه طویلا ثم عرض نفسه فی القیام بحاجة ان عرضت له فقیل یابن رسول الله أتنزل الى هذا ثم تسأله عن حوائجه و هو الیك احوج.فقال علیه السلام:
عبد من عبید الله و اخ فى كتاب الله و جار فى بلاد الله یجمعنا و ایاه خیر الآباء آدم و افضل الادیان الاسلام.
تحت العقول ص 413
9 ـ تتمة المنتهى ص 329 نقل از آیة الكرسى استاد خطیب نامى آقاى فلسفى ص 191
10 ـ تاریخ بغداد ج 7 ص 73
11 ـ حیاة الامام موسى بن جعفر نقل از كتاب الدر النظیم فی مناقب الائمه مخطط در كتابخانه آیت الله حكیم در نجف.
12 ـ عمدة الطالب ص 185
13 ـ ارشاد ص 227 چاپ دار الكتب الاسلامیه
14 ـ المجالس السنیة ج 2 ص 527
15 ـ حیاة الامام موسى بن جعفر 1 ص 150
16 ـ الفصول المهمه ابن صباغ مالكى ص 219
17 ـ حیاة الامام موسى بن جعفر ص 161
18 ـ مهج الدعوات ص 373
19 ـ من لا یحضره الفقیه ج 3 ص 52



نوع مطلب : مقالات، كتابخانه، آموزه های اخلاقی و رفتاری، امام موسی کاظم علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی

سوره قرآن